سید محمد مهدیسید محمد مهدی، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 12 روز سن داره

آسمانی ترین مخلوق

من محمد مهدی کاشانی هستم، نه سالمه و اینجا خاطراتمو مینویسم

عکسای جدیدش تو خواب

1390/6/20 10:38
نویسنده : محمد مهدی
183 بازدید
اشتراک گذاری

از اونجایی که محمد مهدی ما بیشتر وقتا خوابه!!!

توی بیشتر عکساشم خوابه.niniweblog.com                                       

ولی عکاسی از نوزاذ خوابم عالم جالبی داره.niniweblog.com

من که با اومدن محمد مهدی دارم چیزای جالبی رو تجربه میکنم.niniweblog.com

 

                                                         

 

 

                                                      

 

 

 

                                          

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (11)

سمیرا
20 شهریور 90 13:00
هزار ماشالا خیلی نازه و آروم.روزی 100بار باید واسش اسفند دود کرد
مدرسه ی مامان ها
20 شهریور 90 13:14
سلام ساره جون
لطفا نظر مامان محمد مهدیِ عزیز رو برامون بنویسید
دیروز یکی از مامان ها مطلبی رو توی مدرسه مطرح کرده که دوست داریم نظر شما رو هم درباره ی اون بدونیم
منتظر حرف های شما هستیم




جلال
20 شهریور 90 13:38
امیر آقا کوچولوتون خیلی نازه.خدا حفظش کنه.خوبه به تو نرفته.یه عرضه اولیه طلبش.تو که شیرینی ندادی
بابای بیچاره
20 شهریور 90 14:48
آره دیگه خوابش مال شماست بی خوابیش مال من بیچاره.






قابل توجه پدر محترم!!!ما همه جوره عاشقشیم چه وقت خوابش چه وقت بی خوابیش چه وقتی که سرحاله چه زمان بدقلقیاش خلاصه همه جوره دیگه.





نازی -ابوالفضل
22 شهریور 90 12:38
فرشته اي به نام ...؟ كودكي كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: شما فردا مرا به زمين مي فرستيد، اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد: من از ميان خيل عظيم فرشتگان، يكي را براي تو در نظر گرفته ام. او در انتظار تست و از تو نگهداري خواهد كرد.كودك دوباره پاسخ داد: اما اينجا در بهشت، من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند. تولدت مبارک ادامه درنظرات بعدی
نازی -ابوالفضل
22 شهریور 90 12:40
خداوند گفت: فرشته برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود. كودك ادامه داد: من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند، وقتي زبان آنها را نمي فهمم؟خداوند او را نوازش كرد و گفت : فرشته تو شيرين ترين و زيباترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي، در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت وصبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني . ادامه دارد
نازی -ابوالفضل
22 شهریور 90 12:42
كودك سرش را برگرداند و پرسيد : شنيده ام كه در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي كنند. چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟ خداوند ادامه داد: فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد، حتي اگر به قيمت جانش تمام شود. كودك با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم شد.خداوند گفت : فرشته ات درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت. اگر چه من هميشه در كنار تو خواهم بود.در آن هنگام بهشت آرام بود. اما صدايي از زمين شنيده مي شد. ادامه دارد
نازی -ابوالفضل
22 شهریور 90 12:57
كودك مي دانست به زودي بايد سفرش را آغاز كند. او به آرامي يك سؤال ديگر از خدا كرد: خدايا اگر من بايد همين الان بروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگوييد. خداوند بار ديگر او را نوازش كرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهميتي ندارد، به راحتي مي تواني او را مادر صدا كني ! عاقبت در يك شب از شب هاي دور كودك من پا به دنيا مي نهد آن زمان بر من خداي مهربان نام شور انگيز مادر مي نهد الهی صدساله بشی نه صدوبیست ساله بشی
مامان روژان و ني ني تو دلش
23 شهریور 90 11:02
چه خاله خوبي و چقدر ني ني نازي . تبريك ميگم .
مامان متین
23 شهریور 90 14:36
وای خدای من نی نی تون چقدر ناز خوابیده مثل نی نی من توی همین سنش جیگر جیگر جیگر از طرف من یه عالمه بوسش کنید البته اروم که بیدار نشه واسش اسفندم دود کنیداینم بوسام
بهار
8 مهر 90 20:30
وای خدا چقد ناز خوابیده ای جان. مخصوصا اون عکس که دستاش رو چشماشه. ماچ ماچ